۲۲ سال بعد، بالاخره بهترین کراساوور ترسناک داره یه شانس دوباره پیدا میکنه
وقتی پای فیلمای ترسناک اسلشر وسط میاد، نمیشه انکار کرد که دوتا از اصلیترینهاشون فردی کروگر از «کابوس در خیابان الم» و جیسون وورهیس از «جمعه سیزدهم» بودن. میراث اونا دهههای ۸۰ و ۹۰ رو جوری تعریف کرد که هنوزم داره روی امروز تأثیر میذاره. حتی بعد از اینکه فرانچایزهای اونا به یه حالت خواب رفته رسیدن، محبوبیتشون خود به خود باقی مونده. در نتیجه، همیشه این امید وجود داشت که طرفدارا بتونن دوباره اونا رو تو یه مقیاس بزرگتر ببینن، مخصوصاً از اونجایی که قبلاً حتی با هم روبرو هم شدن.
سریالای ترسناک با دهها فیلم و سریال تلویزیونی که تماشاچیها فکر میکنن کاملاً تموم شدن، اغلب یه بازگشتی دارن، یا برای ترسوندن تماشاچی به یه شکل فوقالعاده یا ناامیدکننده. ۲۲ سال پیش، «فردی علیه جیسون» هم «کابوس در خیابان الم» و هم «جمعه سیزدهم» رو ادامه داد، که به نظر میومد بعد از سالها بدون فیلم و چندتا دنباله ضعیف قبلی، مرده بودن. با وجود اینکه فیلم از نظر منتقدها یه شکست بود، ولی برای طرفدارای فیلمای ترسناک یه فیلم کالت کلاسیکه و با اینکه دستکم گرفته شده، ولی هنوزم بهترین کراساوور ترسناکیه که تا حالا ساخته شده.
فردی کروگر مغز متفکر واضح ماجرا بود
اولای «فردی علیه جیسون»، هر دوتا آدم بده از دوتا فرانچایز ترسناک توسط راوی معرفی میشن، ولی انتخاب راوی عمدی بوده. تو این کراساوور ترسناک دستکم گرفته شده، فردی کروگر داستانش رو تعریف میکونه و به تماشاچی یادآوری میکونه که اون یه قاتل سریالی بچههای وحشتناک بوده که توسط والدین انتقامجو کشته شده. وقتی اون برگشت تا از بزرگسالایی که دنبال اجرای عدالت بودن انتقام بگیره، دق و دلیش رو سر بچههاشون خالی کرد و نقشه شنیعش رو برای اینکه مطمئن بشه اونا هم مثل بقیه والدینی که برای از دست دادن بچههای کشته شدهشون عزادار بودن، عذاب میکشن، بیان کرد.
فردی کروگر یه شخصیت شیطون و اهریمنیه، پس کاملاً منطقیه که اونا شخصیت اون رو به عنوان مغز متفکر پشت این جفت کردن دوتا آدم بده کاملاً متفاوت انتخاب کردن. با اینکه فیلم میتونست یه سناریویی درست کنه که تو اون دوتا اسلشر تصادفاً سر و کارشون با یه نوع قربانی میفتاد، ولی این تأثیرگذارتر و ترسناکتر بود که کروگر این نقشه رو به عنوان راهی برای ادامه دادن حمله بیوقفهش به نوجوونای خیابان الم طراحی کرد. یه جزئیات دیگه که هم ترسناک بود و هم یه کم لوس، این بود که فردی به تماشاچی میگه که «کاسههای جهنم» رو گشته تا یه قاتل ماوراءالطبیعه دیگه مثل جیسون وورهیس رو پیدا کنه تا کارای کثیفش رو تو اسپرینگوود انجام بده تا وقتی که اونقدر قدرت پیدا کنه که بتونه به دنیای واقعی برگرده.
برای فردی کروگر، این وضعیت کاملاً منطقی بود چون اون از اون دسته ضدقهرماناییه که از هر فرصتی برای شکنجه و کشتن مردم خیابان الم استفاده میکونه. با اینکه اون تشنه به خونه و بینهایت بیرحمه و زندگی و آخرتش رو وقف خشونت و قتل وحشیانه کرده، ولی نمیشه دستکمش گرفت. اون به عنوان یکی از باهوشترین قاتلای ماوراءالطبیعه تو یه فرانچایز ترسناک معروفه، که این اون رو بین زیرژانر قاتلا متمایز میکونه. بنابراین، این هم منطقی بود که بزرگسالای اسپرینگوود تو «فردی علیه جیسون» به حد افراطی رسیدن و همه بچههایی که خواب فردی رو میدیدن رو بستری و بهشون دارو دادن تا اون دیگه نتونه به خواباشون نفوذ کنه و از ترسشون قدرت بگیره.
قبل از این کراساوور ترسناک نمادین، آخرین فیلم تو مجموعه «کابوس در خیابان الم»، «کابوس جدید وس کریون» تو سال ۱۹۹۴ بود، که اولین تلاش این کارگردان معروف برای ساختن یه فیلم ترسناک متا بود. متأسفانه، داستان یه شیطانی که شخصیت فردی رو به خودش میگیره و داستان رو به واقعیت میاره، پایان فرانچایز اصلی رو رقم زد. تو «فردی علیه جیسون»، ترکیب دوتا داستان اسلشر کاملاً متفاوت به تماشاچیها یادآوری میکونه که چرا کروگر دههها بعد از خلقش، هنوزم یه آدم بده ترسناکه. به همین دلیله که شوکهکنندهست که سازندهها هیچوقت به این فکر نکردن که این کراساوور اسلشر رو به یه سریال تبدیل کنن.
جیسون وورهیس تقریباً یه نوچه بینقص بود
در مقایسه با فردی کروگر، جیسون وورهیس یه نماد ترسناک دیگهست، ولی اون یه آدم بده اهریمنی و متفکر نیست که انتقامش رو تو چندتا مرحله با دقت برنامهریزی کنه. در واقع، جیسون حتی قاتل سریالی اصلی تو «جمعه سیزدهم» هم نبود. با اینکه بیشتر طرفدارای پروپاقرص اسلشر از این موضوع باخبرن، ولی مادر جیسون، پاملا وورهیس، یه جزئیات مهمه که باید موقع در نظر گرفتن نقشش تو «فردی علیه جیسون» به یاد داشت. تو این داستان، فردی از هدف جیسون به عنوان یه قاتل باخبر میشه: ادامه دادن کار مادرش برای کشتن مشاورای کمپ برای انتقام گرفتن از مشاورای نوجوون بیخیالی که روزی که اون به عنوان یه پسر بچه تو کمپ کریستال لیک غرق شد، حواسشون نبود.
فردی کروگر نمیتونست خیلی ساده سعی کنه اون یکی اسلشر رو قانع کنه که هر دو میتونن از یه اتحادی که به مرگ بیشمار نوجوون منجر میشه، سود ببرن. به جاش، فردی به شکل مادر جیسون ظاهر میشه تا اون رو قانع کنه که بچههای خیابان الم «خیلی شیطون» بودن و اون باید بیدار بشه تا کار «اون» رو ادامه بده. با این انگیزه از طرف مادرش، جیسون میتونه بعد از سالها پوسیدن به عنوان یه جسد، زنده بشه و به اسپرینگوود سفر کنه بدون اینکه بدونه که اون یکی اسلشر ماوراءالطبیعهست که داره از اون به عنوان یه مهره برای رسیدن به چیزی که میخواد، استفاده میکونه. به این ترتیب، «فردی علیه جیسون» یه دینامیک قدرت واضح ایجاد کرد، با یکی که манипулятор بود و یکی که همدست ناآگاه.
این به این معنی نیست که فردی کروگر دقیقاً به چیزی که میخواست رسید وقتی جیسون رو زنده کرد و این آدم بده زامبیمانند رو قانع کرد که نوجوونای اسپرینگوود رو بکشه. در واقع، فردی سریع فهمید که با اینکه جیسون داشت به نوجوونا کمک میکرد تا بالاخره دوباره واقعاً بترسن، ولی اون همچنین داشت جلوی خونخواهی خود فردی رو هم میگرفت. این قاتل چاقو به دست میخواست از جیسون وورهیس استفاده کنه و بعدش وقتی به اندازه کافی قوی شد که از خوابای نوجوونا به واقعیت زندهشون بپره، از شرش خلاص بشه. متأسفانه برای فردی، سریع مشخص شد که манипулировать کردن یه قاتل نامرده که نمیشه کشتش وقتی تنها هدفش از وجود داشتن کشتنه، آسون نیست، فرقی نمیکونه که وحشیگریش چقدر روی برنامه فردی تأثیر میذاره.
فرانچایز «جمعه سیزدهم» تا این موقع چندتا فیلم دیگه هم داشت، ولی سری «کابوس در خیابان الم» موفقیت خیلی بیشتری از بیشتر داستانایی که حول محور جیسون وورهیس بودن، داشت. بعد از اکران فاجعهبار «جیسون ایکس»، که فقط به خاطر اینکه فیلم چقدر مسخرهست یه فیلم کالت کلاسیکه، این ترکیب دوتا مجموعه یه راه عالی برای برجسته کردن بهترین جنبههای هر دو آدم بده ترسناک بود. با اینکه فردی کروگر حیلهگرتره و بنابراین از خیلی جهات ترسناکتره، ولی وحشیگری بیفکر و دوام جیسون وورهیس رو نمیشه به عنوان یکی از ترسناکترین ضدقهرمانای اسلشر تاریخ نادیده گرفت.
این همکاری از همون اول یه شراکت کاملاً محکوم به فنا بود
دلیل اینکه «فردی علیه جیسون» بهترین کراساوور ترسناکه این نیست که فردی و جیسون یه شراکت کاملاً بینقصن، بلکه کاملاً برعکسه. غرور فردی باعث شد فکر کنه میتونه از جیسون استفاده کنه و بعدش وقتی وقتش رسید از شرش خلاص بشه، ولی جیسون به نقشههای فردی علاقهای نداشت و راضی بود به هر نوجوونی که میخواست (یا که «مادرش» بهش میگفت) حمله کنه. به همین دلیله که این شراکت از همون اول محکوم به فنا بود چون آدم بدهایی مثل اینا نمیتونن بر اساس یه پایه مشترک با هم کار کنن. خوشبختانه، کاملاً ناسازگار بودن این دوتا ضدقهرمان به یکی از بهترین پایانبندیهای پر از اکشن منجر شد.
وقتی نوجوونا جیسون بیهوش رو به کمپ کریستال لیک میارن و فردی رو به دنیای واقعی میارن، تا دوتا آدم بده بتونن با هم بجنگن، نقشه اونطور که برنامهریزی شده بود پیش نرفت، ولی باعث شد دوتا موجود ماوراءالطبیعه قدرتمند همدیگه رو از پا در بیارن. بعد از اینکه فردی با فهمیدن اینکه جیسون به خاطر نحوه مرگش به عنوان یه بچه از آب میترسه، تو خواباش عذابش داد، این اسلشر نامرده برای انتقام اومده بود. در حالی که فردی از واکنشهای سریع، نقشههای هوشمندانه و قدرتای ماوراءالطبیعهش برای دفاع از خودش در برابر جیسون استفاده میکرد، این قاتل قمه به دست زود ثابت کرد که کشتنش واقعاً خیلی سخته (مخصوصاً از اونجایی که، مثل فردی، اون هم قبلاً مرده). تو پایان «فردی علیه جیسون»، جیسون بعد از گردن زدن فردی از آب بیرون میاد، ولی این راهپیمای رویا تو لحظه آخر چشمک میزنه و این سوال که کی تو این نبرد برنده شده رو یه کم مبهم باقی میذاره.
متأسفانه، خیلیها حدس میزنن که برای یه دنباله برای «فردی علیه جیسون» خیلی دیره، با وجود محبوبیت کالت این فیلم اوایل دهه ۲۰۰۰، به خاطر مشکلات حین فیلمبرداری و عدم علاقه از طرف هر فیلمساز ترسناکی. با این حال، این کراساوور هنوزم به عنوان بهترین ترکیب دوتا داستان متفاوت تو یه ژانر سازگار، سرپاست. این فیلم تونست وحشیگری و اون جذابیت بیفکر برای کشتن که تو هر قسمت «جمعه سیزدهم» برجستهست رو بغل کنه و به مفهوم کلی داستان جیسون احترام بذاره. علاوه بر این، نیاز سیریناپذیر فردی برای آسیب رسوندن به نوجوونای خیابان الم به عنوان ساختار اصلی برجسته شده. این فیلم هیچکدوم از آدم بدهها رو برای راضی کردن داستان اون یکی تغییر نمیده، بلکه یه داستانی رو توسعه داد که منطقی بود و داستانای جاافتاده رو نادیده نمیگرفت.